شروع به کار بعد از سه سال
- چهارشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۲۲ ق.ظ
- ۱ نظر
بعد از سه سال خونه نشینی که خیلی به سختی ولی در سلامتی و صحت گذشت تصمیم به کارکردن گرفتم. درآمد احسان اصلا کفاف زندگیمون رو نمیداد. هر ماه نگران این بودم آخرماه گرسنه نمونیم. اصلا هم انتظار هیچ کمکی از خانواده هامون نداشتیم. البته احسان هم شیرازی وار کار میکنه. یک رگ شیرازی یک رگ رشتی بهتر از این نمیشه. توصیه میکنم حتما قبل از ازدواج درباره اصالت همسرآینده تون تحقیق کنید. این جوک هایی که در مورد مردم شهرهای مختلف میشنویم اصلا الکی نیست. تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها! خلاصه سه چهار ماه دنبال کارگشتم. تا عاقبت به کمک آقای ع.ک همکار سابقم یه کار مرتبط به کارقبلیم پیدا کردم البته تو بخش مزخرف و پردردسر حسابداری.تو اون برهه از زمان یه حسابدار میخواست فقط. منم خسته از دنبال کار گشتن قبول کردم. این شد که حسابداری رو هم تحربه کردم. روزهای اولی که میومدم سرکار دخترکم نگار خیلی اذیت شد. لاغر و زرد شده بود. بهونه گیر شده بود. تنها چیزیش که خیلی اذیتم میکرد این بود که این دلتنگیش برای من منجر به لجبازی شده بود و مرتب هرجای خونه که بگی سیل راه انداخته بود. حتی روی مبل ها! چقدر خوب که اون روزها گذشت و دخترم عاقل شده.دلتنگ میشه به همون اندازه ولی صبور شده.الهی دورش بگردم. دخترکم خیلی ماهه!خدا رو شکر که دارمش. خدا رو شکر.خدا رو شکر
- ۹۷/۰۲/۱۹